تبليغاتX
پاییز زندگی

پاییز زندگی

شعر وخاطرات

فردایی بهتر

 

 

                       فردایی بهتر

 

       در راه زندگی

             من     

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم مرداد 1389ساعت 7:9  توسط   | 

 

ای کاش زندگی مثل فوتبال بود

،که خوشی را پاس،

جدائی را شوت

،بی وفائی را فول،

غم را آفساید

و محبت را گل میکردیم!

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم خرداد 1389ساعت 11:5  توسط   | 

بیگانه

چه باید نوشت

وقتی عشق میمیرد

وقتی با تو ومن بیگانه شده  

 

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم خرداد 1389ساعت 8:30  توسط   | 

روزت مبارک مادر مهربانم

روزت مبارک مادر مهربانم

فصل فراق ودوری من از

فصل دلتنگیهای همیشگی من: بی تو

فصل شکستن و زردی برگهایی پاییزی من

اینک:به زیر بالهایی فرشته گونه ا ت میایم

تا برای لحظه ای آرام وخاموش در کنار تو باشم

وتو با دستان مهربانت

شانهایم را لمس کنی

ومرا برای لحظه ای به دور از این دنیایی جدایها

آرام کنی 

مادر مهربانم

همیشه دوستت دارم

همیشه دوستت دارم

دستهایت را می بوسم

وبرایت دعا می کنم

مادرم روزت مبارک

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم خرداد 1389ساعت 9:39  توسط   | 

دادم ازکف ترانه هایم را(سهیل محمودی)

دادم از کف ترانه هایم را

فصلی از عاشقانه هایم را

 

مات تنهایی خودم بودم

که گرفتند خانه هایم را

 

زیراین خاک بی طپش سوزان

سوزسردی جوانه هایم را 

هیچ کس گرم وپرستاره نخواست

آسمان شبانه هایم را

 

پیچک عشق تکیه گاه نخواست

شاخه ی خشک شانه هایم را

 

ای که پوشانده مثل نیلوفر

سایه ی تو کرانه هایم را 

غرقه ام ساز باز بودا وار

تابخواند ترانه هایم را

 

آه از من مگیر باز مگیر

شعرهایم بهانه هایم را

+ نوشته شده در  شنبه هشتم خرداد 1389ساعت 8:41  توسط   | 

آتش دل(م)

با دیداری دوباره

رنگ زندگی را آبی آسمانی یافتم

وبا نگاهی دوباره بر چشمانت

آرامشی دوباره برتلاطم دل

زندگی من با رنگ تو آرام میماند

به رنگ سرخ زندگی رنگ عاشقی 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم خرداد 1389ساعت 8:50  توسط   | 

تولدت مبارک محبوبم

 

تولدت مبارک

محبوب

 

 

+ نوشته شده در  شنبه یکم خرداد 1389ساعت 8:30  توسط   | 

من یا تو؟یاتقدیر؟(سهیل محمودی)

امشب غزلهایم به چشمان تو پنهانند

پیداست چشمان تو جز جادو نمی دانند

در خانقاه چشماهایت صوفیانی مست

گرم سماعی شنگ وبی آغاز و پایانند

گر چه کمی سخت است متن گریه های من

لبخندهای تو ولی بسیار آسانند

تابرضریح دستهای تو می آویزم

فوج کبوترها زیارتنامه می خوانند

تو کیستی؟بانویی آرامش وآبی

خود آسمانها نیز در کار تو حیرانند

ای باور من با شمیم گیسوان تو

بی شک غزلهایم همیشه تازه می مانند

ماسرخوش آرامش دریاچه وارخویش

اما نه حق رادیگران باما نمی دانند

بی پرده گفتم تاکمی باور کنی آری

دیوارها درسرنوشت ما فراوانند

باید بدانی -بعد از این-آیینه ها حتی

آیینه ها حتی ...برای ما هراسانند

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام اردیبهشت 1389ساعت 8:59  توسط   | 

تولدت مبارک

تولدش نزدیکه

برام خیلی مهمه که باز بهش بفهمونم چقدر دوسش دارم

باید بدونه من فقط به اونه که فکر می کنم

وتنها اونکه من وقتی کنارش باشم آرامش دارم

اما

توی درس های عاشقونه تنهام گذاشت ورفت

من منتظره اومدنش وبازگشتش ام

براش دعا میکنم  وتوی این روزا که تولدش

بهش میگم دوست دارم همیشه  دوست دارم همیشه

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1389ساعت 8:14  توسط   | 

آشیانه ای خاموش

زندگی عاشقانه برای من بود 

تنها با تصویره مانده به یادگار از تو

وبرای تو سرگرمی گذر لحظه ها

تو برای من می گفتی و از احساس

از نگاههای گرم عاشقانه ات با من

ومن با تکه های قلبم  برای تو

خانه ای ساختم

 

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم اردیبهشت 1389ساعت 10:30  توسط   |